تبليغاتX
کوهپیمایی در ایران - صعود به قله دارآباد،جمعه 24 اسفند 1386


کوهپیمایی در ایران

ارائه ی گزارش و معرفی مسیرهای زیبای کوهپیمایی در ایران عزیز و روزنوشتها

 

بسم الله و بحمده

صعود به قله دارآباد،جمعه 24 اسفند 1386

امروز يکي از بهترين صعود هاي من به قله دارآباد بود .دليلش هم وجود همنوردهاي خوب و لذت مبارزه با يک باد شديد بود.

          ساعت ۷:۳۰ بامداد روز جمعه،از کنار تابلوي نقشه کاشيکاري شده دارآباد به مقصد يال "شن سياه" حرکت کرديم.استراحت کوتاهي در قهوه خانه ابتداي مسير داشتيم و بعد از برداشتن آب به راه افتاديم.براي صعور به دارآباد از مسير يال "شن سياه" اين آخرين جاييه که ميشه آب برداشت و ديگه تا قله نه چشمه اي هست و نه جوي آبي .جديدا مسير هاي ابتدايي کوه رو با تابلوهاي زرد رنگ زيبايي  نشون دادن.اين تابلوها جهت ها و نام مکانهاي مختلف رو نشون ميده.اولين تابلوي زرد رنگ ما رو به طرف يال "شن سياه" راهنمايي ميکنه.البته مسير پاکوب کاملا مشخصي نيز ميتونه ما رو در جدا شدن مسير صعود از ديگر مسير هاي دارآباد مثل "چشمه دراز لش "يا "باغچه خليل"و یا "آبشار سوتک"،ياري بده.يه نقصي که اين تابلو هاي زرد رنگ دارن اينه که مسير صعود به قله رو از طرف "چشمه دراز لش"راهنمايي ميکنه که اين مسير براي صعود، مسير بس دشواريه؛ چون مقدار زيادي از اون شن اسکيه و همون طور که ميدونيد مسير شن اسکي براي فرود مناسبه نه صعود.من که قبلا تجربه سخت صعود از مسير چشمه "دراز لش" و شن اسکي منطقه"فراغ سينه "رو داشتم تيم رو به سمت يال "شن سياه"راهنمايي کردم.از همون ابتداي مسير يه راه پاکوبي که از همون اول شيب ميگره ما رو به روي يال "شن سياه" ميبره.تا اينجا بيشتر مسير جهت غرب به شرق داره و البته برخي جا ها متمايل به شمال ميشه.بعد از طي يک شيب تند و تحمل باد شديد به يک ساختماني رسيديم که ظاهرا براي نيروهاي مسلح ساخته شده.چون منطقه پشت يال منطقه نظاميه و ورود به اون اجازه ميخواد.اين ساختمون که يه اتاق به اندازه "جان پناه اميري" داره،هميشه بازه و تا وقتي که منعي از طرف نگهبانهاي منطقه نظامي نباشه ميشه از اون استفاه کرد.ساعت ۹:۳۰ به اين ساختمان رسيديم و تا ۱۰:۳۰ به استراحت و خوردن صبحانه مشغول شديم.در همين حين چند گروه که از بالا بر ميگشتند سعي ميکردن ما رو از رفتن به قله منصرف کنن و ميگفتم باد با سرعت ۸۰ کيلومتر مياد و برخي جاها آدم رو ممکنه پرت کنه.ما که از اول عزم قله کرده بوديم در حين خوردن چاي داغ دارچين، خوب به حرف هاي اونها گوش ميداديم.همون طوري که ميدونيم هميشه در صعودهاي زمستوني و در شرايط سخت اولين اصلي که بايد رعايت کرد احتياطه.خيلي مهمه که آدم بتونه در مواقع خطر تصميصم مناسبي رو بگيره و از برنامه لذت بيشتري ببره.طبيعتا بايد اين اخطار همنوردهامون رو هم توجه ميکرديم و بيگدار به آب نمي‌زديم.بعد از استراحت ساعت ۱۰:۳۰ بعد از تميز نمودن اتاق و پوشيدن تمام لباسهاي گرم و دستکش و گتر و و کلاه به سمت قله به راه افتاديم.چيزي که مد نظر من بود سلامت برنامه و همنوردها بود به همين خاطر تو ذهنم بود که هر وقت کار داشت به جاهاي باريک ميکشيد از همون جا برگرديم و هدف رسيدن به قله باعث نشه کم تجربگي کنيم و خداي نکرده ايجاد مشکل برا خودمون بکنيم.از اونجايي که تيم يک دست و قوي داشتيم و از طرفي هم با وجود باد شديد،ولي سرماي شديد احساس نمي‌شد و از مه و هواي ابري چندان خبري نبود و حتي گاهي خورشيد خانوم هم تو آسمون ديده ميشه هر لحظه به صعود قله اميدوار تر ميشديم.يعد از اون اتاقک شيب نسبتا ملايمي رو پشت سر گذاشتيم و تا انتهاي سيم خاردارها رفتيم .اين سيم خادرار ها قبل از اون اتاقکه شروع ميشن و در امتداد يال ادامه دارن تا اينکه يه جايي قطع ميشن و نشانه خوبي برا يافتن مسير هستن. جايي که سيم خاردارها تموم ميشه ديگه تقريبا شيب خيلي ملايم ميشه.نکته قابل توجه اينه که جان پناه دارآباد به هيچ وجه از روي يال ديده نميشه و تا آخرين مانع رو پشت سر نگذاريم يعني تقريبا تا ۲۰ متري جان پناه نمي‌تونيم جان پناه رو ببينيم .به همين خاطر کسايي که دفعه اولشونه ممکنه فکر کنن مسير رو اشتباه اومدن و کمي سردرگم بشن.ولي نگران اين موضوع نبايد بود .همين يال رو که ادامه بديم بعد از حدود ۲ ساعت به جان پناه ميرسيم.سيم خاردار که تموم ميشه مسير شرق به غرب ميشه و البته برخي جاها متمايل ميشه به طرف شمال.تقريبا بعد از سيم خاردار که مسير کاملا شرق به غرب ميشه،ميتونيم دماوند زيبا رو مشاهده کنيم.با کمي دقت قلل"آتشکوه"،"ريزان"،"مهرچال"،"کلون بستک"،"دوخواهرون"و بسياري از قله هاي ديگر رو در جهت شرق ببينيم.در سمت شمال قلل"خلنو" ،"قلعه دختر"،روستاي آهار" و مسير" روستاي شهرستانک"  و بسياري مناظر ديگر ديده ميشوند.

     خلاصه اينکه ساعت ۱۲:۳۰ به داخل جان پناه رفتيم تا کمي از شدت باد در امان باشيم.بعد از نوشيدن چاي داغ و لوبياي گرم و نوشتن يادگاري در دفترچه صعود قله دارآباد،ساعت ۱۳ به طرف پايين حرکت کرديم.مسير بر گشت رو از مسير شن اسکي "فراغ سينه" اومديم و خيلي زود رسيديم به چشمه "دراز لش".همين جا بود که دو تا ديگه از دوستاي خوبمون يعني اقا محمود و آقا احسان رو ديديم و لذت برنامه برامون بيشتر شد.

newbie.blogfa.com/8609.aspx

    بعد از صرف مقداري خوراکي با عجله به سمت پايين حرکت کرديم.و من بعد از خدا حافظي با دوستان ساعت ۶ رسيدم به خوابگاه.از قضا جلوي خوابگاه يه شعبه انتخاباتي زده بودن اون هم تو يکي از اتوبوسهاي شرکت واحد و اين زحمت من رو کمتر کرد و تونستم همون جا راي بدم.تازه برگه راي رو بردم تو اتاق و نشستم جلوي شوفا‍ژ و پرش کردم.و بدين ترتيب به ياري خدا خاطره اي خوش از يک صعود زيبا رقم خورد.  

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 21:35 توسط احمد نظری| |


Design By : Night Skin