کوهپیمایی در ایران
ارائه ی گزارش و معرفی مسیرهای زیبای کوهپیمایی در ایران عزیز و روزنوشتها
ببخشید این مطالب رو باید زودتر از اینها میزدم.این بگم که این مطالب رو از وبلاگ گروه کوهنوردی وتوس نقل میکنم پنجاه و دومین شماره ی فصل نامه ی کوه ،ویژه ی پاییز ۸۷ منتشر شد. در این شماره می خوانید: شماره ی پاییزه ی این نشریه با قیمت ۱۵۰۰ تومان روی پیشخوان دکه های روزنامه فروشی در دسترس علاقمندان است.
به گزارش روابط عمومی فدراسیون کوه نوردی و صعود های ورزشی ؛ نشستی با حضور داگ اسکات ، یکی از پر آوازه ترین کوه نوردان حال حاضر دنیا و نخستین فاتح دیواره ی جنوب غربی اورست در هفته ی آتی برگزار خواهد شد. گفتنی ست حضور عموم در این نشست آزاد است... دیشب با یکی از همکاراهی سابق(دوست فعلی)،داشتیم میرفتیم خانه هنرمندان ایران.روبروی ورزشگاه شهیدشیرودی که رسیدیم یه اطلاعیه بزرگی در مورد اجلاس جهانی کوهنوردی در ایران نصب کرده بودن.این اجلاس با حضور 80 ميهماني خارجي از 25 كشور دنيا صبح شنبه (27 مهر) با سخنراني محمد عليآبادي رييس سازمان تربیت بدنی و "مورتي مر" رييس اين اجلاس در هتل لاله تهران رسما گشايش مييابد. صادق آقاجاني (رييس اسبق فدراسيون كوهنوردي)، اقبال افلاكي (دبير فعلي فدراسيون) همايون بختياري (رييس فعلي كميته روابط بينالملل فدراسيون) و دکتر حسن صالحی مقدم(مدير مسوول فصلنامه کوه). به گزارش روابط عمومی فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی؛ به جهت تبیین ظرفیت های قابل توجه برگزاری این اجلاس و جنبه های مهم آن در معرفی بضاعت های ورزشی ، فرهنگی و اجتماعی کشورمان ، که رویکرد و پوشش مناسب و مطلوب خبری را نیز با مساعدت جدی اصحاب محترم و خدوم رسانه می طلبد ؛ مهندس محمود شعاعی ریاست فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی طی یک کنفرانس خبری ، میزبان خبرنگاران محترم رسانه ها خواهد بود . همواره در برابر لیلا جنون کم است شیرین اگر تویی به خدا بیستون کم است تنها دلیل کثرت شاعر تویی ولی هر قدر شعر گفته شده تا کنون کم است من آمدم که یک شبه شاعر شوم تورا اما برای وصف تو عمر قرون کم است من آه می کشم که چه می خواهی از دلم باور مکن کشیدن آه از درون کم است هرگز امید بردن یوسف نداشتم دستی که پوچ آمده بی چندو چون کم است کاری کن ای عزیز زلیخا شود دلم یوسف اگر تویی جگر غرق خون کم است.... نمیدونم مال کیه این مطلب رو میخواستم دیشب بنویسم که جور نشدو موکول شد به امروز دیروز(یعنی روز آخر ماه مبارک ) یکی از دوستان توصیه کرد دعای وداع با ماه مبارک رو از تو صحیفه سجادیه بخونم میگفت خیلی فاز میده.هر کاری کردم یه فرصت گیر بیارم قسمت نشد...اون روز اونقدر کار ریخته بود سرم که نمیرسیدم همش روانجام بدم.بعد از ظهر هم باید از خیابون انقلاب یه سری کتاب تهیه میکردم و بعدشم با دوستم قرار کوه داشتیم.زدم بیرون با یه کوله کوچیک و اول رفتم انقلاب.کتابها رو خریدم...ولی صاحب مغازه گفت نایلون تموم کردیم شاگردم رفته بیاره...منم گفتم کتابها اینجا باشه منم یه کاری دارم انجامش بدم و برگردم.رفتم داخل جمعیت...تا اینکه رسیدم روبری درب اصلی دانشگاه تهران ...
روز اول ماه مبارک بود که یه اطلاعیه ای دیدم که آقای پناهیان هر روز دو ساعت قبل از افطار تو مسجد دانشگاه تهران سخنرانی دارن و بعدش هم ضیافت افطار...هی امروز و فردا کردم و آخرشم نتونستم برم تا اینکه روز بیست و نهم یک دفعه خودم رو روبروی درب اصلی دانشگاه تهران دیدم...
گفتم برم چند دقیقه ای ببینم چه خبره.رفتم جلوی مسجد یه نمایشگاهی زده بودن.غرفه ای بود که مراسم بزرگداشت برخی آدمهای خوب رو در قالب لوح فشرده یا کتاب معرفی میکرد.چشمم افتاد به بزرگداشت آقای ابوترابی که خیلی علاقه داشتم بیشتر ازش بدونم.پرسیدم کتابی چیزی در این زمینه هست یا نه .من رو راهنمایی کردن به کتابخونه داخل مسجد...
راستش اصلا حال و حوصله سخنرانی رو نداشتم.رفتم داخل نگاهی به کتابخونه کردم کتاب مورد نظر رو ندیدم چون نمیتونسم برم جلو بقیه کتابها رو ببینم همون جا نشستم.گفتم خب بگردم یه صحیفه سجادیه پیدا کنم و دعای وداع رو خودم بخونم.بازم پیدا نکردم...گفتم خب تا اینجا اومدم ببینم آقای پناهیان چی میگن.مقداری از بحث گذشت و شروع کردن به مناجات خوندن...
یه لحظه از تعجب موهای بدنم سیخ شد... آقای پناهیان:السلام عیلک یا شهرالله(قسمتی از دعای وداع امام سجاد در صحیفه سجادیه)...تو زبان عربی السلام علیک دو تا معنا داره یکی به معنای سلامه و یکی به معنای خداحافظی...این سلام یعنی خدا حافظ ماه خدا..."الهی لا تعدبنی بعقوبتک" خدا حافظ..."الهم انی اسئلک من بهائک بابهاه" خدا حافظ ..."الهم انی افتتح الثناءبحمدک"خدا حافظ..."الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب "خدا حافظ..."الهی بالحسین بالحسین باحسین" خدا حافظ..."الهی انت الخالق و انالمخلوق"...خدا حافظ......ربنای قبل از افطار خدا حافظ...
فضای سنگینی بود ولی خیلی شیرین...یه پیامکی از همون دوستی که توصیه کرده بود دعای وداع امام سجاد رو بخونم رسید:"شاید این ربنای آخر باشه ما رو هم دعا کنید لطفا"... این سه پرده هیچ ارتباط منطقی با هم نداره پرده اول: یادم نرفته موضوع این وبلاگ چیه ولی چه کنم که ماه مبارک کار و کاسبی ما رو کساد کرده.انشاءالله بعد از ماه مبارک از خجالتتون در میام
پرده دوم: از طرف دوستی به یه بازی خوب دعوت شدم.کلی مطلب نوشه بودم که به خاطر یه سهل انگاری همش پرید این بار خلاصش میکنم الف) سال اولی که اومدیم دانشگاه همش دنبال کتاب بودیم.کلی کتاب فروشی دست دوم و نایاب پیدا کردیم و اونقدر ازشون کتاب گرفتیم و برا قیمتش چونه زدیم که باهاشون رفیق شدیم.این جریان به دانشگاه هم سرایت کرد و دوستامم بهم سفارش کتاب میدادن...وقتی استادی از یه کتاب نایاب حرف میزدن به رسم دیرینه پاچه خواری جلسه بعد اون کتاب رو روی میزشون میدیدن.تا جایی که چند میلیون تومان کتاب واسه رئیس گروه حقوق خصوصی دانشگاه تهیه کردم.اینا رو گفتم که متوجه بشین معرفی همه اونها و ادرساشون از این مجال خارجه... (نمره ۹۵ نمره منصفانه ای به نظر میرسه). ب)بوستان کتاب قم علاوه بر کتابهای متنوعی که داره فضای خوبی هم برای تورق داره به طوری که یه نصفه روز میتونی اونجاباشی و کتاب مورد علاقت رو پیداکنی بدون اینکه صاحب مغازه بهت چشم غره بره. (نمره ۹۶ به علاوه ۲ نمره برای فضای خوبش) ج) چهار قدمی محل کار سابقم نبش چهار راه فرمانیه یه کتاب فروشیه که آرم یونیسف رو سردرش زده شده.خصوصیت خاصی نداره جز کلی خرید عشقولانه از اونجا برای یک... (نمره این یکی با کرام الکاتبینه) د) خیابان انقلاب نرسیده به میدون،تقریبا روبروی پنجاه تومنی بزرگه، مجتمع اداری تجاری فروزنده،طبقه پایین، خانه شاعران ایران پره کتاب های شعره.توضیح نمیدم خودتون برید ببینید.ضمنا کتاب زیر چتر توباران میاید رو از اونجا خریدم. (۹۴ منهای ۲ نمره واسه اعصاب نه چندان میزون متصدی اونجا) ه)... و)... مدعوین بنده: حقوق ایران وفرانسه(رسول رضایی) فلسفه اخلاق اسلامی(عباس دهقانی نژاد) دروازه گربه (این دروازه ،دروازه ای است که برای امام صادقیها یاد آور خاطراتی بس شگرف است
پرده سوم: گاهی دوتا دونه موز و یه دونه سیب با یه کم کله شقی و پایه بودن میتونه خاطره خوبی رو به همراه دوستان رقم بزنه... چندروزی بود که اصلا حال خوبی نداشتم...اوجش دیشب بود.کارام همه به هم گره خورده بود.چیزایی رو به ظاهر از خدا میخواستم که بهم نداده بود...حال مراسم رفتن رو نداشتم.از طرفی هم شب بیست و سوم بود و احتمال شب قدر بیشتر.افطار رو که خونه خواهرم خوردم خواستم کمی بخوابم ولی با این که کسل بودم خوابم نبرد...تصمیم گرفتم برم تو یه جای شلوغ و خودم رو بین مردم گم و گور کنم تا بلکه خدا به واسطه اونا بیشتر بهم نگاه کنه.آخه میگن خدا دعای انسان کامل رو مستجاب میکنه جاهایی که افراد زیادی با هم دعا میکنن هر کدوم یه خوبی دارن و وقتی با هم جمع بشن به انسان کامل نزدیک میشن و دعاشون هم به استجابت نزدیک تر میشه.یه جستجوی کردم و تصمیم گرفتم برم دانشگاه خودمون.کسل بودم حال هیچ کاری رو نداشتم یاد دعای ابو حمزه افتادم که میگه "خدایا این چه سری ایست که هر وقت مهیای نماز میشوم و خود را آماده راز و نیاز میکنم و درپیشگاه تو میایستم ناگهان خستگی روی میاورد و کسالت چهره نشان میدهد ..."اولش رفتم خوابگاه و یک ساعتی خوابیدم اصلا دوست نداشتم رختخواب رو رها کنم ولی خدا چند تا پشه رو مامور کرده بود که نذارن بخوابم.پشه ها کار خودشون رو کردن و مجبور شدم بلند بشم.تارسیدم دیگه تو مسجد جا نبود و همون بیرون نشستم.البته رسول هم اومده بود و یه جایی کنار خودش برام باز کرد.گذشت و سخرانی تموم شد و موقع عجز و انابه به درگاه حق تعالی فرا رسید...مولای یا مولا!انت العزیز و انالذلیل و هل یرحم الذلیل الا عزیز؟!مناجات حضرت امیر هر بی حالی رو سر حال میکرد...توسل به امام عصر...یا ایها العزیز مسنا و اهلناالضر...توسل به حقیقت شب قدر حضرت زهرا...ان لیله القدر هی الفاطمه...تا اینجا یه جورایی طلبکارانه با خدا نجوا میکردم...به خاطر ازدیاد جمعیت خانمها هم مجبور شده بوده تو خیابون جلوی مسجد بشینن...یک دفعه صدای ناله یه خانمی اوج گرفت...ضجه هاش مو به بدن آدم سیخ میکرد.مثل اینکه فرزندش بیمار بود و میخواست شفاش رو بگیره به خدا التماس میکرد به مردم التماس میکرد براش دعا کنن.اصلا نظم مجلس رو به هم ریخته بود.به طوری که من برا چند لحظه خودم رو فراموش کردم و برا اون دعا میکردم یک دفعه با خودم گفتم خجالت بکش به زور خدا دستت رو گرفته آورده اینجا که باهاش مناجات کنی اونوقت به خاطر یه سری چیزا که مقصر اصلیش هم خودت هستی برا خدا ناز میکنی؟اگه این خانم مضطر شده پس تو چی میگی؟همه وجود این زن شده خدا و دعا برا سلامتی فرزندش.ببین چجوری ضجه میزنه...به این میگن مضطر واقعی.مضطر یعنی کسی که هیچ پناه دیگه ای نداره ...از همه جا دل بریده...چشم امید به هیچ کسی نداره...فقط و فقط به خدا روی آورده همون حالتی که خودت یکی دو بار تو کوه تجربش کردی و دیدی که خدا چه زود به دادت رسیده.آره هر وقت مثل این زن از اعماق وجودت یه چیزی رو از خدا بخوای حتما بهت میده.اینجا بود که متوجه شدم خدا من رو از شهر ری کشونده اینجا و نذاشته بخوابم تا یه مضطر واقعی نشونم بده و بهم بگه چه قدر باهاش فاصله دارم...
راستی شاعر جوان و خوش ذوق کشورمون جناب آقای فاضل نظری مدير بخش جلوههای ادبيات شانزدهمين نمايشگاه قرآن كريم هستن و هر روز میتونید تو غرفه مربوطه در نمایشگاه با فعالیت این بخش آشنا بشیم... قله ی دماوند و غار علیصدر همدان در فهرست نظرسنجی انتخاب عجایب هفت گانه بنیاد عجایب هفت گانه جدید جهان با برگزاری یک نظر سنجی قصد دارد ، 21 ماه جولای سال 2009 میلادی عجایب هفت گانه طبیعی جهان را از دیدگاه مردم معرفی کند . در این فهرست تا کنون نام 2 جاذبه طبیعی ایران ، یعنی قله ی همیشه سرفراز دماوند در استان تهران و غار علیصدر در استان همدان وجود دارند . با استفاده از نشانی اینترنتی : http://www.new7wonders.com/nature/en/vote_on_nominees به صفحه ی رای دهی می توان دسترسی داشت و به 7 جاذبه طبیعی رای داد . برای رای دادن به قله ی دماوند و غارعلیصدر باید در محل رای گیری ابتدا نام قاره آسیا انتحاب شود و سپس در یک انتخاب گزینه Mount Damavand (Iran)Islamic republic of , و در انتخاب بعدی پس از انتخاب قاره آسیا Alisadr cave (Islamic republic of Iran ) انتخاب شود . البته هر فرد باید 7 انتخاب متفاوت انجام دهد، در این فهرست امکان افزودن نام جاذبه ای دیگر نیز وجود دارد و در بالای صفحه رای با کلیک روی نام گزینه Nomination Page جاذبه های بیشتری را می توان ثبت کرد . پس از پایان رای گیری یک ای میل برای شما فرستاده می شود که باید روی لینک موجود در این ای میل کلیک کنید . این کلیک به منزله تایید رای شما ست ، در غیر این صورت رای شما ارزشی نخواهد داشت . رای گیری برای انتخاب عجایب هفت گانه طبیعی جهان تا هفتم ماه جولای 2009 میلادی ادامه خواهد داشت ( توجه داشته باشید که این مرحله ی اول است و بعد از این مرحله کارشناسان از میان رای های داده شده 21 فینالیست را انتخاب کرده و در 21 جولای 2009 رای گیری نهایی از میان آنها انجام خواهد پذیرفت . ) به نقل از روزنامه ی همشهری یکشنبه 31 شهریور ماه 1387 اگر بخواهیم میتوانیم در فهرست جهانی قرار بگیریم ، اگر همت کنیم ... این موضوع را بارها کاربران ایرانی به اثبات رسانده اند که میتوانند . ( لطفاً این پیغام را برای تمامی کسانی که قلبشان برای ایران میتپد بفرستید ) مرگ در جانم تلاطم می کند این روزها زندگی دارد مرا گم می کند این روزها عشق می آید خبر می گیرد از اندوه من درد می آید تبسّم می کند این روزها گاه تنهایی می آید می نشیند پای حوض سنگ هم با من تکلّم می کند این روزها مرگ از جسمم نمی پرسد که حتّی کیستی مرگ بر روحم ترحّم می کند این روزها روح بازیگوش، می خندد به جسم خسته ام جسم، روحم را تجسّم می کند این روزها دختران کوزه بر سر می رسند از راه دور کوزه گر خاک مرا خُم می کند این روزها ... علیرضا قزوه
.
روزشمار صعود برودپیک / صعود قله ی نانگاپاربات /مسیر شناسی قله های البرز مرکزی / کوه های کویری / جامعه شناسی و فرهنگ کوه نوردی / کلید های طلایی فرهنگ/ بلندترین قله ی جهان کجاست؟ / اسرار پنهان ناندادوی / گشایش مسیر آذربایجان / الگوهای هم هوایی در ارتفاع / روز ملی دماوند / در جست و جوی یتی / باندپیچی انگشتان دست / چرا کوه نوردی می کنیم؟ و ... 


در مراسم افتتاحيه اين اجلاس كه با حضور نمايندگان فدراسيون كوهنوردي كشورهاي مختلف جهان، حضور چهرههاي پر آوازه و مطرح كوهنوردي دنيا از جمله "دوك اسكات" (اولين فاتح جبهه جنوب غربي قله اورست) و مسوولين ورزش كشورمان برگزار خواهد شد، قرار است به صورت ويژه از سوي هيات رييسه اجلاس جهاني چهار نفر از چهرههاي شاخص وتاثيرگذار كوهنوردي كشورمان در دهه گذشته به خصوص در عرصههاي بينالمللي تقدير شود.
علی الظاهر این افراد عبارتند از :
اين اجلاس با برگزاري كميسيونهاي تخصصي به مدت دو روز ادامه خواهد داشت.
![]()
![]()
.
:![]()
)




| Design By : Night Skin |

