تبليغاتX
کوهپیمایی در ایران


کوهپیمایی در ایران

ارائه ی گزارش و معرفی مسیرهای زیبای کوهپیمایی در ایران عزیز و روزنوشتها

 

بسم الله و بحمده

صعود به قله دارآباد،جمعه 24 اسفند 1386

امروز يکي از بهترين صعود هاي من به قله دارآباد بود .دليلش هم وجود همنوردهاي خوب و لذت مبارزه با يک باد شديد بود.

          ساعت ۷:۳۰ بامداد روز جمعه،از کنار تابلوي نقشه کاشيکاري شده دارآباد به مقصد يال "شن سياه" حرکت کرديم.استراحت کوتاهي در قهوه خانه ابتداي مسير داشتيم و بعد از برداشتن آب به راه افتاديم.براي صعور به دارآباد از مسير يال "شن سياه" اين آخرين جاييه که ميشه آب برداشت و ديگه تا قله نه چشمه اي هست و نه جوي آبي .جديدا مسير هاي ابتدايي کوه رو با تابلوهاي زرد رنگ زيبايي  نشون دادن.اين تابلوها جهت ها و نام مکانهاي مختلف رو نشون ميده.اولين تابلوي زرد رنگ ما رو به طرف يال "شن سياه" راهنمايي ميکنه.البته مسير پاکوب کاملا مشخصي نيز ميتونه ما رو در جدا شدن مسير صعود از ديگر مسير هاي دارآباد مثل "چشمه دراز لش "يا "باغچه خليل"و یا "آبشار سوتک"،ياري بده.يه نقصي که اين تابلو هاي زرد رنگ دارن اينه که مسير صعود به قله رو از طرف "چشمه دراز لش"راهنمايي ميکنه که اين مسير براي صعود، مسير بس دشواريه؛ چون مقدار زيادي از اون شن اسکيه و همون طور که ميدونيد مسير شن اسکي براي فرود مناسبه نه صعود.من که قبلا تجربه سخت صعود از مسير چشمه "دراز لش" و شن اسکي منطقه"فراغ سينه "رو داشتم تيم رو به سمت يال "شن سياه"راهنمايي کردم.از همون ابتداي مسير يه راه پاکوبي که از همون اول شيب ميگره ما رو به روي يال "شن سياه" ميبره.تا اينجا بيشتر مسير جهت غرب به شرق داره و البته برخي جا ها متمايل به شمال ميشه.بعد از طي يک شيب تند و تحمل باد شديد به يک ساختماني رسيديم که ظاهرا براي نيروهاي مسلح ساخته شده.چون منطقه پشت يال منطقه نظاميه و ورود به اون اجازه ميخواد.اين ساختمون که يه اتاق به اندازه "جان پناه اميري" داره،هميشه بازه و تا وقتي که منعي از طرف نگهبانهاي منطقه نظامي نباشه ميشه از اون استفاه کرد.ساعت ۹:۳۰ به اين ساختمان رسيديم و تا ۱۰:۳۰ به استراحت و خوردن صبحانه مشغول شديم.در همين حين چند گروه که از بالا بر ميگشتند سعي ميکردن ما رو از رفتن به قله منصرف کنن و ميگفتم باد با سرعت ۸۰ کيلومتر مياد و برخي جاها آدم رو ممکنه پرت کنه.ما که از اول عزم قله کرده بوديم در حين خوردن چاي داغ دارچين، خوب به حرف هاي اونها گوش ميداديم.همون طوري که ميدونيم هميشه در صعودهاي زمستوني و در شرايط سخت اولين اصلي که بايد رعايت کرد احتياطه.خيلي مهمه که آدم بتونه در مواقع خطر تصميصم مناسبي رو بگيره و از برنامه لذت بيشتري ببره.طبيعتا بايد اين اخطار همنوردهامون رو هم توجه ميکرديم و بيگدار به آب نمي‌زديم.بعد از استراحت ساعت ۱۰:۳۰ بعد از تميز نمودن اتاق و پوشيدن تمام لباسهاي گرم و دستکش و گتر و و کلاه به سمت قله به راه افتاديم.چيزي که مد نظر من بود سلامت برنامه و همنوردها بود به همين خاطر تو ذهنم بود که هر وقت کار داشت به جاهاي باريک ميکشيد از همون جا برگرديم و هدف رسيدن به قله باعث نشه کم تجربگي کنيم و خداي نکرده ايجاد مشکل برا خودمون بکنيم.از اونجايي که تيم يک دست و قوي داشتيم و از طرفي هم با وجود باد شديد،ولي سرماي شديد احساس نمي‌شد و از مه و هواي ابري چندان خبري نبود و حتي گاهي خورشيد خانوم هم تو آسمون ديده ميشه هر لحظه به صعود قله اميدوار تر ميشديم.يعد از اون اتاقک شيب نسبتا ملايمي رو پشت سر گذاشتيم و تا انتهاي سيم خاردارها رفتيم .اين سيم خادرار ها قبل از اون اتاقکه شروع ميشن و در امتداد يال ادامه دارن تا اينکه يه جايي قطع ميشن و نشانه خوبي برا يافتن مسير هستن. جايي که سيم خاردارها تموم ميشه ديگه تقريبا شيب خيلي ملايم ميشه.نکته قابل توجه اينه که جان پناه دارآباد به هيچ وجه از روي يال ديده نميشه و تا آخرين مانع رو پشت سر نگذاريم يعني تقريبا تا ۲۰ متري جان پناه نمي‌تونيم جان پناه رو ببينيم .به همين خاطر کسايي که دفعه اولشونه ممکنه فکر کنن مسير رو اشتباه اومدن و کمي سردرگم بشن.ولي نگران اين موضوع نبايد بود .همين يال رو که ادامه بديم بعد از حدود ۲ ساعت به جان پناه ميرسيم.سيم خاردار که تموم ميشه مسير شرق به غرب ميشه و البته برخي جاها متمايل ميشه به طرف شمال.تقريبا بعد از سيم خاردار که مسير کاملا شرق به غرب ميشه،ميتونيم دماوند زيبا رو مشاهده کنيم.با کمي دقت قلل"آتشکوه"،"ريزان"،"مهرچال"،"کلون بستک"،"دوخواهرون"و بسياري از قله هاي ديگر رو در جهت شرق ببينيم.در سمت شمال قلل"خلنو" ،"قلعه دختر"،روستاي آهار" و مسير" روستاي شهرستانک"  و بسياري مناظر ديگر ديده ميشوند.

     خلاصه اينکه ساعت ۱۲:۳۰ به داخل جان پناه رفتيم تا کمي از شدت باد در امان باشيم.بعد از نوشيدن چاي داغ و لوبياي گرم و نوشتن يادگاري در دفترچه صعود قله دارآباد،ساعت ۱۳ به طرف پايين حرکت کرديم.مسير بر گشت رو از مسير شن اسکي "فراغ سينه" اومديم و خيلي زود رسيديم به چشمه "دراز لش".همين جا بود که دو تا ديگه از دوستاي خوبمون يعني اقا محمود و آقا احسان رو ديديم و لذت برنامه برامون بيشتر شد.

newbie.blogfa.com/8609.aspx

    بعد از صرف مقداري خوراکي با عجله به سمت پايين حرکت کرديم.و من بعد از خدا حافظي با دوستان ساعت ۶ رسيدم به خوابگاه.از قضا جلوي خوابگاه يه شعبه انتخاباتي زده بودن اون هم تو يکي از اتوبوسهاي شرکت واحد و اين زحمت من رو کمتر کرد و تونستم همون جا راي بدم.تازه برگه راي رو بردم تو اتاق و نشستم جلوي شوفا‍ژ و پرش کردم.و بدين ترتيب به ياري خدا خاطره اي خوش از يک صعود زيبا رقم خورد.  

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 21:35 توسط احمد نظری| |

 

 

به شب و پنجره بسپار که برمی گردم
عشق را زنده نگه دار که برمی گردم
دو سه روزی هم اگر چند تحمل سخت است
تکیه کن بر تن دیوار که برمی گردم
بس کن این سرزنش رفتی بد کردی را
دست از این خاطره بردار که برمی گردم
گفته بودی که به شب چشم به راهم بودی
به همان دیده ی بیدار که برمی گردم
پشت در را اگر انداخته ای حرفی نیست
به شب و پنجره بسپار که برمی گردم

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 21:1 توسط احمد نظری| |

 

 

بغضی درون حنــجره ام جـــا گرفته است
تنهــا یی ام بـدون تـــو معنــــا گرفته است
چیزی شبیه جادوی چشمت که دیدنی است
در کنـــــج خلوت دل من پـــــا گرفته است
بــاور نمی کنی، نکن امــــا بدان که سخت
کـــارم زعشق پــــاک تو بـالا گرفته است
عشقـــــم کشیده با تـــو کمــی درد دل کنــم
آخـــر دل من از غم دنیــــــا گرفـــته است
برگــــــرد ای زلال محـــبت که دوری ات
حال تــــــمام آ ینه هــــــا را گرفتــــه است
در پهنـــــه ی دلم غــــــم تو موج می زنــد
حتی بــــرای تو دل دریــــــا گرفتـــه است
یک بــــــارهم شده تـو به حرفم بهــــــا بده
این دل بهانه ی گل زهرا گرفتـه است

 


 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 20:59 توسط احمد نظری| |

 

مهر خوبان دل و دين از همه بي پروا برد

 

رخ شطرنج نبرد آنچه رخ زيبا برد

 

تو مپندار كه مجنون سر خود مجنون گشت

 

از سمك تا به سهايش كشش ليلي برد

 

من سر چشمه خورشيد ، نه خود بردم راه

 

ذره اي بودم و مهر تو مرا بالا برد

 

من خس بي سر و پايم كه به سيل افتادم

 

او كه ميرفت مرا هم بدل دريا برد

 

جام صهبا ز كجا بود مگر دست كه بود

 

كه درين بزم بگرديد و دل شيدا برد

 

خم ابروي تو بود و كف مينوي تو بود

 

كه بيك جلوه ز من نام و نشان يكجا برد

 

همه دلباخته بوديم و هراسان غمت

 

همه را پشت سر انداخت مرا تنها برد

 

 

فکر میکنم از علامه طباطباییه

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 20:56 توسط احمد نظری| |

 

 

 به نام خدا

 

 

 

اين اطلاعيه در وبلاگ گروه کوهنوردي وتوس قم درج شده که از همه عزيزان تقاضاي کمک داريم.

 

 

 

 

به گزارش وبلاگ شمیران کوه ( متعلق به یکی از اعضای گروه همت شمیران ) به نقل از هیئت کوهنوردی شهرستان شمیرانات : "حميد براتچی" 21 ساله از كوهنوردان شهرستان شميران ودانشگاه تهران ، متاسفانه اكثرا به صورت انفرادی اقدام به صعود می نموده و بر اساس اطلاعات  واصله  از  خانواده  نامبرده  مجددا ايشان  در  روز  پنج  شنبه  23/12/86  در ساعت 3 بامداد به صورت انفرادی و بدون هماهنگی  با  هيئت كوهنوردی شميرانات  و  يا دوستان و فقط  با نوشتن نامه ای برای خانواده ، خانه را به قصد قله سركچال در منطقه شمشك ترك نموده كه تا هم اكنون خبر مشخصی از ايشان در دست نيست.

در ضمن يك گروه تجسس روز جمعه 24/12/86 به منطقه رفته و تا جانپناه قله (لجنی) صعود نموده وبا توجه به هوای نامساعد و بدون هيچ ردی از ايشان به پايين برگشتند. با توجه به توضيحات بالا اين هيئت از تمام ظرفيت خود جهت كمك به اين همنورد استفاده مينمايد و در اين راستا باب همكاری با تيم امداد نجات كوهستان هلال احمر شميران را گشوده و از تمام گروه های كوهنوردی منطقه استمداد كمك داريم. این هیئت از تمام مسئولين و ارگانهای مربوطه كه ميتوانند در مديريت اين حادثه كمك نمايند استمداد نموده است .

 

حميد براتچي

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 18:54 توسط احمد نظری| |

به نام خدا

غار بورنيک در استان تهران واقع در جاده فيروز کوه است.براي رفتن به اين روستا بايد حدود ۱۲۰ کيلومتري فيروزکوه بعد از "دليجاي"مابين تونل پنجم و ششم مسير را به سمت راست و به طرف روستاي "هرانده"تغيير جهت بديم.يک تابلوي بسيار کوچک ما رو به طرف روستاي هرانده راهنمايي ميکنه.از کنار جاده فيروز کوه تا روستا حدود ۲ کيلومتر خاکي داره و از روستا هم تا غار حدود ۶ کيلومتر پياده روي و کوهپيمايي سبک رو در پيش داريم. گزارش مفصل رو در آينده نه چندان دور تقديم ميکنم.

 

دهانه غار بورنيک

دهانه غار از بيرون

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 19:5 توسط احمد نظری| |

 

 

روستاي تاريخي ابيانه

 

ابيانه روستايی است با خونه های قرمز رنگ و باغهای انار، روستايی با جوونهای باهوش با استعداد، روستايی با پير مردها و پيرزنهايی که هنوز لباس محلی می پوشن، روستايی که ،يونسکو اونجا رو حد اقل در ۴ مورد قابل ثبت دونسته. 

 


 

 

       اين روستا در ۲۵ کبلومتري شمال شهرستان نظنز در استان اصفهان قرار داره.بر خلاف شهرهاي اصفهان و کاشان آب و هواي بسيار خوبي داره و کل روستا داراي يک بافت تاريخي خاصي است.ساخت و ساز در اين روستا تحت نظارت موسسات مربوطه و به طور محدود انجام مي پذيره.اهالي اين روستا از اقشار باسواد و تحصيل کرده هستن ولي ساکنين فعلي روستا را بيشتر افراد مسن تشکيل ميدن.

آتشکده، آب انبار،امام زاده و  شیلات؛حسينيه و مسجد ابیانه را ميتوان از ديگر جاذبه های گردشگری اين روستا به شمار آورد .یکی از زمان های پرازدحام در  ابیانه ماه محرم است.در این زمان بیشتر افراد مهاجر ابیانه از تهران و سایر نقاط به زادگاه خود باز می گردن و به عزاداري مي‌پردازن.

ديدن اين روستاي تاريخي و کم نظير رو به همه دوستان پيشنهاد ميکنم.

 

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 21:29 توسط احمد نظری| |

 
 
 

مار گزیدگی

 

 

 

قسمت اول : پیشگیری

 

اصولا مار جانوریست گوشه گیر و ترسو و در مواجه با انسان همیشه سعی بر آن دارد که سریعتر فرار کند و حمله فقط در مواردی اتفاق می افتد که غافلگیر شود و یا از طرف فرد تحریک و مجبور به نشان دادن عکس العمل شود که به نظر من هم از حق طبیعی خود استفاده می کند و از این بابت گناهی بر گردنش نیست! به عنوان مثال عکس العمل خودتان را در نظر بگیرید در موردی که در خواب ناز به سر می برید و ناگهان یکی کمر شما را محکم لگد کند و یا... 

 

برای پیشگیری از مارگزیدگی باید به موارد زیر توجه داشته باشیم:

 

1- یک مکان خنک و سایه دار مثل یک شکاف سنگی،یک غار یا تورفتگی سنگی،سنگهای کنار چشمه ها،شاخه ها ی سایه دار درختها و... همانقدر که برای شما می تواند جذاب باشد برای یک مار هم که در طول روز مجبور به خنک نگه داشتن خود است(مار مهره داری خونسرد است.)جذاب است،پس قبل از وارد شدن به این مکانها بسیار دقت کنید و با سرو صدا کردن باعث فرار مار از این مکانها بشوید.

 

2- هنگام راه رفتن در میان علفهای بلند حتما با دقت به زیر پای خود نگاه کنید و حتما هنگام راه رفتن از یک چوبدست،عصا،باتوم و.. استفاده کنید و با کشیدن آن به زمین و ضربه زدن به سنگها و یا شاخه های جلوی پایتان مار را از ورود خود آگاه کنید.

 

3- 85% مارگزیدگی ها در ناحیه زانو به پایین اتفاق میفتد،پس در انتخاب کفش مناسب دقت کنید و با پوشیدن جورابهای ضخیم تا زیر زانوی خود را محافظت کنید.

 

4- بدون دقت و بی محابا دست به زیر سنگهاي بزرگ و توده های علفی فرو نبرید(فرضا به خاطر چیدن یک گل یا سبزی).

 

5- بعضیها با دیدن مار وظیفه خود می دانند که یا آنرا بکشند و یا آنرا بگیرند،که این امر خود دلیل اصلی 50% مارگزیدگی ها است،پس اگر یه وقتی در طبیعت با ماری مواجه شدید سر به سرش نذارید و خیلی آرام بدون اینکه تحریکش کنید عقب نشینی کنید و فقط از دیدن این موجود زیبا لذت ببرید.

 

6- گاهي در کوه با افرادی مواجه شدم که برای پیشگیری از این قضیه یک زنگوله کوچک به خود می بندند که دایما صدا کند و مار ها از جلوی راهشان دور شوند،اگر حوصله این همه آلودگی صوتی را ندارید پس حداقل از سوت زدن،آواز خواندن و ...غافل نشوید.

 

7- هیچوقت کوله پشتی خود را با در باز بر روی  زمین رها نکنید.

 

8- لباسهای خود را برای مدت طولانی بر روی زمین رها نکنید.

 

9- اگر کفش خود را در آورده اید به هنگام دوباره پوشیدن آن دقت کنید که چیزی توی آن نرفته باشد.

 

10- اگر چادر زده اید،همیشه در آن را بسته نگه دارید و به هنگام شب وسایل و مخصوصا کفشهای خود را به داخل چادر بیاورید اگر هم به هر دليلي ناچار به بيرون گزاردن برخي لوازم از جمله كفشهاي خود شديد، حتما آنها را داخل يك كيسه غير قابل نفوذ قرار دهيد..از پیرمرد شکارچی شنیدم که ریختن تنباکوی خیس شده به دور چادر سبب دور شدن مارها از آن می شود.

 

11- اول خوب نگاه کنید و بعد بپرید!هیچوقت به جایی که آنرا نمی بینید(پشت یک سنگ،یک توده علفی و ...) نپرید.از کجا می دانید شاید کنار یک افعی مامانی فرود بیایید!

 

12- هرگز به یک مار حتی اگر مرده بنماید،دست نزنید.

 

13- اگر در فاصله بسیار نزدیک (یکی دو قدم) با ماری مواجه شدید و دیدید که حالت دفاعی به خود گرفته است،خونسردی خود را حفظ کنید و سعی کنید بدون اینکه برگردید با چند قدم به عقب،خیلی آرام از آن دور شوید.

 

14- اگر متوجه شخصی و ماری در نزدیکی او شدید بدون اینکه هول شوید با صدای بلند و بدون اینکه او را بترسانید به خوبی او را راهنمایی کنید تا از منطقه خطر دور شود.

 

15- این فکر که مارهای کوچک خطری ندارند،کاملا نادرست است،از کجا می دانید شاید با یک بچه افعی مواجه شده باشید! و بد نيست بدانيد كه مار جعفري كه از سمي ترين انواع افعي هاي ايران به حساب مي آيد، ماري است بسيار زيبا، كوچك و ظريف و با قطري كم!!!!

 

16- اوج فعالیت مارها پس از تاريكي هوا است که در این هنگام به شکار می پردازند و این بدین معنی است که شب هنگام مار می تواند هر جایی باشد،پس اگر در شب قصد پیاده روی دارید از چراغ استفاده کنید و جلوی پای خود را به دقت نگاه کنید.

 

17-صبح زود مارها از سرمای دم صبح بی حال می شوند،به همین خاطر برای گرم شدن خود را به مکانهایی که بعد از طلوع آفتابگیر هستند،می کشانند،پس مراقب چنین مکانهایی باشید!

 

 

قسمت دوم : کمکهای اولیه و درمان مارگزیدگی

 

منطقا پیشگیری خیلی آسانتر از درمان است،دقت کنید درمان قطعی مارگزیدگی درمان دارويی و در واقع تزریق سرمهای پادزهر مخصوص سم همان مار است،این سرمها را به همراه خود نمی توانیم به طبیعت ببیریم چون باید در میان یخ نگهداری شوند،و تازه مراکز درمانی ما معمولا دچار همان عارضه قدیمی و شایع نبودن قیف و قیر و مسوول هستند،پس زیاد به امید آنها نباشید و سعی کنید که حتی الامکان گزیده نشوید!

 

اما ببینیم که چگونه می توانیم تفاوت بین مارهای سمی و غیر سمی را از روی محل گاز گرفتگی آنها بفهمیم؟ مارهای سمی در هنگام گاز گرفتن دو حفره بزرگتر نسبت به بقیه بر روی بدن ایجاد می کنن که در واقع جای همان دندانهای نیش آنهاست!

 

علایم مارگزیدگی:

 

1- ترشحات خونی از زخم

2- جای دندانهای نیش بر روی پوست و ورم اطراف زخم

3- درد شدید متمرکز

4- اسهال

5- گرگرفتگی

6- تشنج

7- غش کردن

8- سرگیجه

9- ضعف

10- اختلال در بینایی

11- افزایش ترشح بزاق و تعرق زیاد

12- تب خال

13- عطش زیاد

14- کاهش هماهنگی بین عضلات

۱۵-حالت تهوع و استفراغ

16- احساس سوزش و کرختی(سوزن سوزن شدن)

17- تپش شدید قلب

18- تنفس سخت

 

که البته بروز این علایم وابستگی شدید به نوع سم و میزان تزریق شده آن دارد.

 

نجات مصدوم

 

برای کمک و نجات مصدوم از سلسله دستورات زیر پیروی کنید:

 

1-      خونسردی خود را حفظ کنید و در صورت امکان با اورژانس تماس بگیرید و یک نفر را به دنبال کمک بفرستید.

 

2-      مصدوم را به مکان امنی منتقل کنید، و به او کمک کنید که دراز بکشد.

 

3-      خیلی سریع با یک باند پهن بالای عضو گزیده شده را ببندید.سفتی آن باید به حدی باشد که انگشت به زیر آن برود.(استفاده از بندهای نازک لاستیکی بسیار خطرناک و سبب قطع کامل جریان خون به عضو و صدمات جبران ناپذیر می شود)

 

4-      هر گونه زیورآلات و جواهر و لباسهای تنگ را از عضو گزیده شده بیرون آورید.

 

5-  عضو گزیده شده را تا می توانید پایینتر از قلب قرار دهید.

 

 

از این مرحله به بعد کاملا محل اختلاف بین منابع بیمارستانی و طبیعت گردی است،بعضی از منابع بیمارستانی توصیه دارند که بیش از این کاری نکنیم و منتظر اورژانس بمانیم و بعضی دیگر نظر دیگری دارند،که با توجه به شرایط کشور خودمان نظر اولی زیاد منطقی به نظر نمی رسد،پس:

 

اگر فکر می کنید که بیش از نیم ساعت طول می کشد تا مصدوم را به بیمارستان برسانید،بدین گونه ادامه دهید(دستورات American Red Cross) :

 

6-      محل زخم را بشویید و ضدعفونی کنید.

 

7-      با یک Extarctor  یا دهان خیلی محکم و با قدرت و به مدت 15 دقیقه زخم را بمکید تا زهر از آن خارج شود،این عمل باید هرچه سریعتر (حدود 2-3 دقیقه بعد از گزیدگی )انجام شود تا موثر باشد.منابع جدید قویا عمل برش زخم را به خاطر عوارض ثانویه(عفونی شدن،خونریزی،قطع اعصاب و ... ) رد می کنند ولی در عین حال عملی است که در طول تاریخ به عنوان درمان مطرح بوده،به نظر می رسد که اگر Extractor قوی داشته باشیم نیازی به شکافتن زخم نمی باشد ، در عین حال توصیه می شود که اگر مبادرت به این عمل کردید ، حتما از یک تیغ نازک،تیز و استریل (نوع خاصی از تیغ های جراحی) استفاده شود و بعد از آن هم زخم پانسمان تمیزی شود تا ریسک عوارض بعدی به حداقل برسد.

 

8-      حتی الامکان روی محل گزیدگی یک کمپرس سرد(ice pack) قرار دهید که هم از شدت درد کم می کند و نرخ جریان خون را به طور موضعی کم می کند.استفاده طولانی مدت از یخ باعث سرما زدگی و آسیب شدید به بافتها می شود.

 

9-      اما جدید ترین روشی که در درمان مار گزیدگی وجود دارد استفاده از شوک الکتریکی است.ایده آن اینست که عبور یک ولتاژ بالا با آمپراژ کم از موضع گزش سبب از بین رفتن و متلاشي شدن مولكولهاي سم می شود(سم در واقع نوعی پروتیین است) .در این روش بدین گونه عمل می کنند: از موضع گزیده شده جریان D.C. (از برق شهر نمی شود استفاده کرد)با ولتاژ حدود 100کیلو ولت و آمپراژ بین 1-2 میلی آمپر عبور داده می شود که در طول 1ساعت در هر 10-15 دقیقه یکبار باید اعمال شود.استفاده بیش از این سبب جریان بیشتر سم به درون خون می شود.اما به گفته یکی از منابع این مقدار جریان را می توان از کویل(coil)موتورهای گازوییلی انژکتوری قدیمی تهیه کرد.البته ناگفته نماند که stun gun  های کوچکی به همین منظور ساخته که برای همین قصد به فروش می روند.این روش هنوز جز روش های عمومی در نیامده و هنوز در مراحل تست به سر می برد.و باید دقت داشت که اگر آمپراژ از این مقدار بیشتر شود سبب سوختگی و آسیب دیدگی شدید بافتها می شود.

 

10-   مرحله نهایی رساندن مصدوم به مراکز درمانی و تزریق سرم های حاوی پادزهر هست.

 

لازم به ذکر است که در  طول مدت این اقدامات مصدوم گرم و آرام نگه داشته شود.

 

بد نیست به عنوان مطلب پایانی نگاهی به کیتهای مارگزیدگی که فروخته می شوند داشته باشیم،فکر کنم که با کمی ابتکار بتوانیم خودمان یک همچون کیتی درست کنیم:

 

کیت مارگزیدگی( Snake Bite Kit)

 

این کیت از هفت قسمت اصلی تشکیل شده است:

 

 

 

1-      یک Extractor که عمل اصلی مکش سم را انجام می دهد.و چون حدود 750 میلی بار فشار ایجاد می کند،به گفته سازنده آن دیگر احتیاجی به برش محل نیست.

 

2-      چهار سر لوله فنجانی شکل در اندازه های مختلف برای که بسته به محل گزش مورد استفاده قرار می گیرد و به نوک Extractor  نصب می شوند.

 

3-      یک تیغ صورت تراشی برای تراشیدن موهای موضع گزش برای مواردی که حداکثر مکش لازم است.

 

4-      چند pad الکلی برای تمیز کردن موضع و نیز تمیز کردن سرهای فنجانی شکل.

 

5-      چند pad حاوی ماده ضد سوزش.

 

6-      بنزوکایین موضعی برای تخفیف درد.

 

7-      یک کتابچه آموزشی .

 

این کیت در کلیه گزیدگی ها اعم از مار،عقرب،رطیل،عنکبوت،زنبور و ... برای مکش سم قابل استفاده است.

 

 

منبع مطالب فوق:

http://www.persianblog.com/posts/?weblog=darkooh.persianblog.com&postid=2076890
نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 19:17 توسط احمد نظری| |


Design By : Night Skin