تبليغاتX
کوهپیمایی در ایران


کوهپیمایی در ایران

ارائه ی گزارش و معرفی مسیرهای زیبای کوهپیمایی در ایران عزیز و روزنوشتها

ای ناگهان تر از همه اتفاق ها
پایان خوب قصه تلخ فراق ها

یک جا به شوق آمدنت باز می شوند
درهای نیمه باز تمام اتاق ها

یک لحظه بی حمایت تو ای ستون عشق
سر باز می کنند ترک های طاق ها

بی دستگیری ات به کجا راه می برم
در این مسیر پر شده از باتلاق ها

باز آ بهار من که به نوبت نشسته اند
در انتظار مرگ درختان، اجاق ها

ای وارث شکوه اساطیر! جلوه کن
تا کم شود ابهت پر طمطراق ها

 

مهدی عابدی

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 20:29 توسط احمد نظری| |

زن جوان غزلی با ردیف آمد بود

كه بر صحیفه تقدیر من مسود بود

زنی كه مثل غزل های عاشقانه من

 به حسن مطلع و حسن طلب زبانزد بود

مرا ز قید زمان و مكان رها میكرد

اگر چه خود به زمان و مكان مقید بود

به جلوه و جذبه در ضیافت غزلم

میان آمده و رفتگان سر آمد بود

به جمله دل من مسند الیه "آن زن"

و "است" رابطه و "با شكوه" مسند بود

میان جامه عریانی از تكلف خود

خلوص منتزع و خلسه مجرد بود

زن جوان نه همین فرصت جوانی من

كه از جوانی من رخصت مجدد بود

دو چشم داشت دو "سبز آبی" بلا تكلیف

كه بر دو راهی "دریا چمن" مردد بود.

                          حسین منزوی از مجموعه "از ترمه و تغزل".

اگر باشی محبت روزگاری تازه خواهد یافت

زمین در گردشش با تو مداری تازه خواهد یافت

دل من نیز با تو بعد از آن پاییز طولانی

دوباره چون گذشته نوبهاری تازه خواهد یافت

درخت یادگاری باز هم بالنده خواهد شد

كه عشق از كنده ما یادگاری تازه خواهد یافت

دهانت جوجه هایش را پریدن گر بیاموزد

كلام از لهجه تو اعتباری تازه خواهد یافت

بدینسانكه من و تو از تفاهم عشق میسازیم

از این پس عشق ورزی هم قراری تازه خواهد یافت

من و تو عشق را گسترده تر خواهیم كرد، آری

كه نوع عاشقان از ما تباری تازه خواهد یافت

تو خوب مطلقی من خوبها را با تو میسنجم

بدینسان بعد از این خوبی عیاری تازه خواهد یافت

                  حسین منزوی از مجموعه "از ترمه و تغزل"

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 10:26 توسط احمد نظری| |

صعود به قله ۵۶۷۱ متری دماوند(۲۹ شهریور ۱۳۸۵)

بالاخره یه روز فتحت میکنم...

    قله دماوند تقریبا ۱۴ تا یال برا صعود داره.که هر کدوم اونها از یک منطقه ای شروع میشه.میشه گفت راحت ترین این یالها برا صعود یال جنوب شرقیه.برای رفتن به این یال باید تا شهرستان "پلور" واقع در" جاده هراز "، بعد از" امامزاده هاشم"،بریم.کنار جاده یه فرعی به سمت چپ باز میشه که یه مجسمه سنگی یک کوهنورد کاملا ما رو راهنمایی میکنه.اونجا که برسیم معمولا ماشینهای نیسان یا لتندور منتظر هستند تا کوهنورد ها رو تا پای کوه یعنی "گوسفند سرا" ببرن.قیمت مشخصی ندارن اگه تعداد زیاد باشه نفری تقریبا ۲۵۰۰ تومان میگیرن وگر نه باید صبر کرد تا همنورد های دیگه هم برسن؛چون این طوری کرایه براتون  ارزون تر در میاد.به هر حال مسیر رو ادامه میدیم تا به "گوسفند سرا"میرسیم.نکته ای رو که نباید فراموش کرد اینه که از همون پلور باید آب برداریم چون دیگه بین راه آب نیست....برای خوندن بقیه گزارش روی "ادامه مطلب" کلیک  کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 20:5 توسط احمد نظری| |

 

    سلام بر تو ای نزدیک ترین نام به خدا! سلام بر تو ای سفینه عشق! مدینه را شور حضور تو

 پر کرده است. شمیم لبخند پنجره ها! فضا را عطرآگین نموده و آسمان، خیره به نورافشانی

 مُنزل وحی، نام زیبای تو را زمزمه می کند و زمین چه سعادتمند، گهواره حضور تو پیدا شده

است. 

   در کدامین باور می گنجد که تو اهل زمین باشی و کدامین نگاه می تواند جلال تو را یکجا بنگرد .

تو امدی با حقیقتی که امیخته با عشق بود و انان که این حقیقت را شکستند چه ساده لوحانه گمان می کردند که با نبودنت همه چیز از بین می رود . دستان تو پاکی و صداقت و عدالت را چه زیبا برایمان تفسیر کرد و نجواهای توچه بی ریا ما را در این سرگشتگی ارام کرد. این نگاه های بی قرار و این قلب های در هم شکسته در این شب هایی که بدون بهانه اشک ها را جاری می سازد  تو را با بغضی بزرگ صدا می زنند .

من از خودم می گویم از لبانی که مهر سکوت  بر ان کوبیده شده و از چشمانی که پرده ی اشک از ان دریغ شده  و از قلبی که سختی اش بر وجودم سنگینی می کند  از من و هر که مانند من است و از تو می گویم از دنیایی که حتی در وازه ها نمی گنجد و از مردی که مرد بود و دنیا بر بی همتا بودنش گواهی داد و از تو که می دانم دستان پر مهر و قلب جون ایینه ات این نیازمندان را رها نخواهد کرد.

 

این دلتنگی و غربت تنها با نگاه تو سامان می یابد نگاهت را از ما دریغ مکن. ای رهبر عاشقان و دلدادگان، ای کریم اهل بیت (ع) میلادت گرامی و پاینده باد .

 

 

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 14:15 توسط احمد نظری| |

 

شروع مهموني اوسسا کريم گل مبارک ...

 

 


اين دهان بستي دهاني باز شد
تا خورنده ي لقمه هاي راز شد


 

لب فرو بند از طعام و از شراب
سوي خان آسماني کن شتاب


 

گر تو اين انبان ز نان خالي کني
پر ز گوهرهاي اجلالي کني


 

شرط جان از شير شيطان باز کن
بعد از آنش با ملک انباز کن


 

چند خوردي چرب و شيرين از طعام
امتحان کن چند روزي در صيام


 

چند شبها خواب را گشتي اسير
يک شبي بيدار شو دولت بگير

 

 

نگاهم کن و ببين که چگونه ذره هاي وجودم تو را مي خوانند و آرامم کن انچنان که مي تواني .

دستانم را بگير و به وسعت چشمانم نظاره کن که چگونه از نور وجود بي نهايتت تنگ شده اند

من از اين زمين خاکي تو را تنها در چشمانم جستجو مي کنم و به اندازه ي قلبم تو را مي خوانم

خداي من بگذار با اين اميد زنده باشم که تو هيچ گاه تنهايم نخواهي گذاشت تا شايد اين بغض در گلو خفته ام التيام يابد. *


*


با سلام به همه عزیزان،اونهایی که قصد دارن امتحان دکتری بدن،اگه تا به حال تافل انگلیسی و فرانسه ندادن،توجه داشته باشن که دانشگاه تربیت مدرس برای این آزمون ثبت نام میکنه...........

مهلت ثبت نام: تا ۳۰ شهریور

زمان امتحان: آبان ماه

اگه فرم این آزمون رو ندارین بگید تا براتون میل کنم.................

امیدوارم که در این آزمون قبول بشید


نوشته شده در یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 17:52 توسط احمد نظری| |


Design By : Night Skin