خبر رسید که چند نفر از اقوام یکی از دوستان تصادف کردن و الان بیمارستانن.واسه طلب شفای این
عزیزان از خدای منان سوره حمد رو به نیت شفا میخونیم:
"بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين
الرحمن الرحيم
مالک يوم الدين
اياک نعبد و اياک نستعين
اهدنا الصراط المستقيم
صراط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم و لا الضالين"
يوم ندعوا کل اناس بامامهم
سلام...
اين روزها وقت نوشتن گزارش برنامه رو هم ندارم....شايد بهتره بگم حالشم ندارم...کلي گزارش از برنامه
هاي قبلي مونده که بايد کامل کنم...تو اين گير و دار به من ميگن چرا موضع گيري سياسي
نميکني؟؟؟
نميدونن که موضع من کاملا مشخصه...ولي تو اين فضاي بي منطقي که به بحثا و تبادل نظرها
حاکمه آدم اکه يه کلمه بگه سيل تهمتها و کنايه ها روانه ميشه به سمتش...
منم مثل همه شما اون قدر اين چند وقته فکر کردم و فک زدم که ديگه شبها هم خواب همينها رو يبينم...
فقط يه مطلب رو بگم...من از همه اين گير و دار به نتيجه اي رسيدم که هيچ کدو از اين بحثهاي معمول
مدنظر گردانندگان اين جريانات نيست...نه موسوي و نه احمدي نژاد و نه هيچ کس ديگه براشون مهم
نيست...چيزي رو هدف گرفتن که در مقابله با اون هدف شوم، من يکي که کوتاه بيا نيستم....فقط اگه
لازم بشه بايد کوه و طبيعت و زندگي و درس و همممممه رو کنار بذارم...يا علي مدد
بسم الله و بحمده
برنامه جنگل ابر( جنگل و روستاي ابر،شهر بسطام،آرامگاه بايزيد بسطامي، آرامگاه شيخ حسن خرقاني، شهر مجن ماسوله کوير ايران، آبشار طبقاتي تنگ دستان، منطقه ييلاقي فرحزاد).
در يک برنامه دو و نيم روزه تونستيم از اين مناطق ديدن کنيم.برنامه جالبي بود فقط جنگل ابرش وقتي ما اونجا بوديم ابر نداشت![]()


گزارش کاملش رو بعدا ميزنم.![]()
تور دوچرخه سواري شهر ري
بسم الله و بحمده
تور دوچرخه سواري شهر ري
برنامه اين هفته دانشگاه همدانگردي و الوندنوردي و غار اليصدرنوردي بود. همه كارا داشت خوب پيش
ميرفت تا اينكه اداره امتحانات ييهو يه امتحان سختي رو گذاشت روز شنبه و ما كه قرار بود ۳ تا اتوبوس
ببريم به علت امتحان و علل ديگه با استقبال ۱ اتوبوسي دانشجويان مواجه شديم.نهايتا تصميم گرفته
شد كه اين برنامه به بعد موكول بشه. به سرم زد برم خوانسار و لاله هاي واژگون رو ببينم ولي از طرفي
پايه پيدا نكردم كه يه مينيبوس بشيم و بريم از طرفي هم هيچ كدوم از تعاوني ها واسه خوانسار و
گلپايگان واصفهان ماشين نداشتن كه خودم تنهايي برم. بعدش قرار شد با مرتضي بريم آبشار
شاهاندشت كه اونهم پيچوند پيچوندني ها!!!! . منم تصميم گرفتم اين هفته رو به صله ارحام اختصاص
بدم و رفتم شهر ري خونه خواهرم.
خلاصه اينكه تا ساعت ۱۷ اونجا بودم و بعدشم دوچرخه خواهرزاده جون جان رو برداشتم و حركت كردم به
طرف بيبي شهربانو. مسير بيبي شهربانو انتهاي خيابان ۲۴ متري شابدوالعظيمه.۲۴ متري هم از
ميدان شابدوالعظيم شروع ميشه. به انتهاي خيابون كه برسيم سمت راست ميره طرف قلعه گبري كه
كاري به اون نداريم مستقيم تابلو زده به طرف" امين آباد" و ورامين كه اون مسير رو جلو ميريم. اولين
چهار راه تابلو "امين آباد" ما رو به جهت چپ هدايت ميكنه. همين مسير رو ادامه ميديم تابه يك كوچه
تنگ ميرسيم كه ازدحام ماشينها وتابلوي كوچكي سر خيابون ما رو رهنمون ميشه. جالب بود از هر
كسي كه مسير روميپرسيدم با تعجب ميپرسيد با دوچرخه ميخواي بري؟؟؟در صورتي كه كل مسير نيم
ساعت هم نشد. تازه دنده دوچرخه هم خراب بود و مجبور بودم همش رو با يه دنده برم. خلاصه رسيدم
به بيبي شهربانو كه كمي تو ارتفاعه. بعضي جاها محبور بودم دوچرخه رو دست بگيرم.

بعد از اون اومدم به طرف خيابون ابن بابويه (آرامگاه شيخ صدوق) و بعد از نثار فاتحه اي به روح آن بزرگوار
به طرف برج طغرل درست روبروي ابن بابويه حركت كردم.
وقتي رسيدم هيچ كس تو برج نبود جز نگهبان ميراث فرهنگي.۳۰۰ تومان ناقابل دادم و رفتم داخل و اول
تابلو ها روخوندم و بعدشم داخل برج شدم. خيلي جالب بود هر چه به وسط برج نزديك ميشدم صدا تو
برج بيشتر ميپيچيد. برجي با ارتفاع ۲۰ متر كه همه آن به صورت آجري بود و مقبره طغرل بيگ پادشاه
سلجوقيان بود كه نيمه دوم قرن ششم بنا شده بود و در زمان ناصرالدين هم مرمت شده بود. چون
كسي اون اطراف نبود شروع كردم به آواز خوندن...."نفس برآمد و كام از تو بر نميايد...فغان كه بخت من از
خواب در نميايد.....مگر به روي دل آراي يار ما ور ني....به هيچ وجه دگر كار بر نميايد...."تا شروع به
خوندن كردم كبوتر ها از شيارها زدن بيرون. داشتم ميرفتم بيرون كه ييهو يكي از بچه هاي امام صادقي
رو ديديم كه با خانم و فرزند و مادرشون اومدن داخل. ياد اون ماجرا افتادم كه يكي از دوستان ميگفت با
خودم گفتم برم يه جايي كه هيچ امام صادقي اونجا نباشه. رفتم مالزي تو رستوران مك دونالد.گفتم اگه
كسي مالزي بياد ديگه تو اين رستوران نمياد. تو همين فكر بودم كه يكي دست زد رو شونم و خيلي
غليظ گفت"سلام عليكم"ديدم يه امام صادقي با خانومش اومده ماه عسل. خلاصه اينكه كلي صحبت
كرديم و يكدفعه گفت چند وقت پيش يه سالنامه اي رو نگاه ميكردم كه عكس شما هم توش بود. بهش
گفتم اين بار رفتي خونه صفحه شناسنامه سالنامه رو هم نگاه كن
.
اطلاعات دقيقي نميشد از برج پيدا كني .بروشورهاي ميراث فرهنگي هم نبود كه بگيريم...

خلاصه اينكه ساعت ۲۰:۱۵ رسيدم خونه خواهرم و به اين ترتيب ري گردي ما به پايان رسيد.
بدون شرح
بسم الله و بحمده
بدون شرح
http://www.beinabein.com/post-20.aspx
http://trekking.blogfa.com/post-28.aspx
"زريني" که" تار" شد.
بسم الله و بحمده
"زريني" که "تار" شد

برنامه گروه کوهنوردي وتوس
نام برنامه:قله زرين کوه،جاده فيروزکوه، منطقه دماوند.پيش برنامه دماوند.
تاريخ:۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۸
سرپرست: احمد نظري
کمک سرپرست: آقاي مدادي
جلودار: آقاي مدادي
عقب دار: آقاي امامي کوشا
راهنما: مهندس زيادلو
تعداد : ۱۸ نفر.
وضعيت آنتن دهي تلفن همراه: تا قبل از رودخانه بيشتر مسير آنتن داره.ولي بعد از اون نوسان داره و کنار درياچه هم که اصلا آنتن نميده.
چشمه هاي بين راه: در راه چشمه خاصي وجود نداره فقط چشمه هاي فصلي هستن که تو اين فصل با توجه به بارندگي هاي اخير خيلي جاها ميشد آب پيدا کرد.
مکانهاي شب ماني:کنار درياچه فضا براي چاد زدن وجود داره ولي باد شديدي ميوزه.البته دو تا کانکس هم کنار درياچه وجود داره که ميشه از اونها هم استفاده کرد.
امکانات جانبي: کنار درياچه يه دونه سرويس نه چندان بهداشتي هستش که البته از ۵ جهت بستس و در نداره.
وسيله نقليه:يک دستگاه مينيبوس بنز.( استفاده از اتوبوس و مينيبوسي غير از بنز در اين برنامه توصيه نميشه).
هزینه ی برنامه :نفري هفت هزار تومان
تعداد افراد شرکت کننده: ۱۸ نفر
بالاخره بعد از کلي اين در و اون در زدن واسه پيدا کردن راهنما، بي خيال راهنما شده بوديم و شروع کرديم به جستجوي گزارش برنامه از توي اينترنت.اما دريغ از يک گزارش درست و حسابي از اين برنامه.البته ظاهرا سه تا قله به اين نام تو ايران وجود داره.يکيش تو منطقه طالقانه يکيش تو منطقه تخت سليمانه و يکيشم که منظور ما بود تو جاده فيروزکوه.نهايتا متوسل شديم به دوستان خوب کوهي و يکي يکي شماره هاشون رو گرفتيم و يکي پس از ديگري بهمون جواب منفي دادن.تا اينکه بالاخره يکي از دوستان يه اطلاعاتي بهمون داد.يه گزارش مختصري هم تو کتاب کوهپيمايي در ايران آقاي مقيم اومده بود.خلاصه ميخواستيم به همون گزارش ها اکتفا کنيم که دقيقه نود دوست خوبمون آقاي صالحي گفتن يکي از همکارانشون که اون منطقه و خوب بلده باهاشون مياد.آخه اونها هم از طرف ادارشون قرار بود با يک دستگاه مينيبوس همين برنامه رو بيان و به اين ترتيب راهنما هم جور شد.گروه وتوس ساعت ۴:۲۰ بامداد از ميدان مطهري قم به سمت تهران حرکت کردند و ساعت ۷ به محل قرار با دوستان تهراني يعني ۳ راه تهران پارس رسيدند و به طرف شهر دماوند حرکت کرديم.۷ نفر به يازده نفري که از قماومده بودن در تهران اضافه شديم.ساعت ۸:۳۰ به شهر آبسرد بعد از گيلاوند رسيديم و در مسجد اهل بيت آب سرد يه توقف کوتاه داشتيم .بعد از استراحت و برداشتن آب به راهنمايي جناب آقاي مهندس زيادلو ساعت ۹ به حرکت ادامه داديم.

از مسجد اهل بيت که به طرف گيلاوند حرکت کنيم اولين جاده خاکي سمت راست که با يک تابلوي مربوط به شرکت گاز کاملا مشخصه ما رو به روستاي "شرق چنار" رهنمون ميشه. انتهاي روستا سمت راست جاده خاکي ادامه پيدا ميکنه و کم کم جاده ارتفاع ميگيره و به صورت مارپيچ تو دل کوه بالا ميره.تو روستا از هر کسي راه درياچه تار رو بپرسيم نشونمون ميده.يکي دو جا مسير به فرعي هايي در سمت راست و چپ ميخوره که ما بدون اعتنا به اونها راه رو ادامه ميديم.تا اينکه نهايتا به روي گردنه ميرسيم.ساعت ۹:۴۵ است و متاسفانه قسمت شمالي گردنه چون کمتر در معرض تابش نور خورشيد بوده برف بيشتري داره و برخي قسمتهاي جاده رو برف مسدود کرده و فقط با متور سيکلت ميشه ازش عبور کرد.چاره اي نيست جز اينکه بقيه راه رو پياده به طرف درياچه بريم.۱۰:۳۰ از گردنه به سمت درياچه به راه افتاديم.در راه يه رودخونه اي بود که بايد ازش عبور ميکرديم.خيلي عميق نبود نهايتا تا بالاي غوزک پا ميزد ولي خيلي گل بود و سرعتشم زياد بود.هر چي سنگ مينداختيم که افراد از روش رد بشن آب ميبردش.خلاصه با هر زحمتي شده از رودخونه رد شديم و به مسير ادامه داديم تا اينکه ساعت ۱۳:۴۵ به درياچه تار رسيديم.درياچه تار از جنوب به قله زرين کوه و از شمال به خط الراس دوبرار محاط بود.ماهي هاي قزل آلاي خال قرمزي اين درياچه معروفه که ظاهرا براي صيدشون بايد مجوز داشت.باد نسبتا تندي کنار درياچه ميوزيد.در اطراف درياچه هيچ گونه پوشش جنگلي و درخت وجود ندارد و نتوان سايه اي درآن يافت.همنوران نقل کرده اند که "تنها تسهيلات گردشگري منطقه، كانكس سازمان محيط زيست است كه آب آشاميدني سالم عرضه ميكند و چند سرويس بهداشتي و پاركينگي كه در نزديك درياچه قرار گرفته است."ولي ما مامور سازمان و عرضه آب آشامدني رو نديديم و کسي به جز ما اونجا نبود.شايد به اين خاطره که هنوز فصل باز ديداز درياچه تار شروع نشده.
افراد به استراحت مشغول شدند.۵ نفر از دوستاني که هم زودتر رسيده بودند و هم اينکه خيلي خسته نشده بودند با هماهنگي سرپرست به طرف قله حرکت کردند.با اين توضيح که به صورت زماني برن.يعني تا ساعت ۱۶ به راه ادامه بدن و ساعت ۱۶ به هر جا که رسيدندند، برگردند.چون برنامه عمومي تيم با توجه به راه زياد برگشت و کمبود وقت عدم صعود به قله بود..بقيه هم بعد از استراحت و صرف نهار و اقامه نماز ساعت ۳:۴۵ به طرف مينيبوس حرکت کرديم.هر چي راه رو ميرفتيم تموم نميشد تا اينکه آخرين گروه ۸:۱۵ به محل استقرار مينيبوسها رسيدند و به طرف تهران حرکت کرديم.۹:۵ در شهر گيلاوند براي نماز توقف کرديم و ۹:۳۵ بعد از صرف بستني که آقاي مدادي زحمت خريدش رو کشيدن به راه ادامه داديم.۱۰:۳۰ تهران بوديم.دوستان تهراني پياده شدند و مينيبوس به طرف قم حرت کرد.
نکته مهم اينکه دوستاني که قصد بازديد از اين درياچه رو دارن توجه کنن که مسيري که تو اين گزارش اومده علاوه بر وجود برف، مقدار زيادي از راه قابل پيمايش با وسيله نقليه نيست.کلي ازمسير شسته شده و ريزش کرده و تکه هاي بزرگ سنگ اومدن وسط جاده که بعيد ميدونم حالا حالاها راه باز بشه.بهتره از راه دليچاي برين که هم مسافت بيشتري رو با ماشين بتونين بين و هم اينکه اونجا ظاهرا مسرش بهتره.
براي ديدن عکسهاي اين برنامه وبلاگ همنورد خوبمون مراجعه کنيد
گزارش برنامه بازديد از روستاي ماسوله و قلعه رودخان
بسم الله و بحمده
گزارش برنامه بازديد از روستاي ماسوله و قلعه رودخان
کانون کوهنوردان ايران
سرپرست: آيدين حاجي خاني
کمک سرپرست: بهزاد مرادي
راهنما: گزارش و نقشه و کروکي
تعداد: ۲۸ نفر
وسيله نقليه: اتوبوس رنو
روز اول:
۶:۲۵ رسيدن اتوبوس به ميدان ونک
۶:۴۰ حرکت از ميدان ونک
۷ خروج از تهران
۷:۲۰ کرج
۱۰:۵۰ منجيل و بازديدي کوتاه در کنار سد منجيل و توربينهاي بادي
۱۱:۳۵ حرکت از منجيل به طرف رشت
۱۲ رستم آباد.محل صود به قله درفک
۱۳:۱۵ فومن و توفق براي نماز و نهار
۱۴:۴۵ حرکت به طرف ماسوله
۱۵:۳۰ ماسوله.و بازديد از روستاي ماسوله و اطراق شبانه درخانه هاي محلي ماسوله.
روز دوم:
۷:۱۵ حرکت ازماسوله به طرف قلعه رودخان
۹:۱۰ قلعه رودخان( با احتساب نيم ساعت توقف در ماسوله براي خريد).
۹:۲۰ حرکت به طرف پله هاي منتهي به قلعه
۱۰:۴۵ رسيدن به قلعه
۱۲:۴۵ حرکت از قلعه به طرف اتوبوس
۱۴:۳۰ رسيدن به محل اتوبوس(با احتساب نيم ساعت توقف بين راه).
۱۵ حرکت به طرف فومن.
۱۵:۴۵ فومن و توفق براي نماز و نهار
۱۷ حرکت از فومن به طرف تهران
۲۳:۳۰ تهران
نکات قابل توجه:
- واسه بالا رفتن از پله هاي قلعه به همراه داشتن بطري آب خيلي لازمه چون معمولا هوا شرجيه و آب بدن به شدت کاهش پيدا ميکنه.
- ابتداي راه هميشه براي خوردن نهار فضاي مناسبي پيدا کرد.
- واسه اين برنامه بايد خومون رو براي هر نوع آب و هوايي آماده کنيم.اون دو روزي که ما اونجا بوديم تو تهران شديد ترين بارون امسال اومد و اونجا فقط روز اول تو ماسوله يه مقداري بارون باريد و روز دوم هوا آفتابي بود.
- واسه اطراق تو ماسوله يه قهوه خونه اي هست به نام احمد آقا که معمولا کوهنوردا پيش ايشون ميرن.من شمارش رو دارم دوستاني که خواستن برن ميتونن تماس بگيرن تا بهشون بدم.
- ما ۲ تا سوئيت گرفتيم که هر کدوم تقريبا ۱۵ نفر البته کمي مهربانانه جا ميشدن.که با تخفيف براي دو تا سوئيت ۵۵ هزار تومان پرداختيم.آب گرم، چراغ نفتي، حمام ، سرويس بهداشتي ،اجاق گاز آشپزي و مقداري هم ظرف تو هر کدوم از سوئيتها بود.البته سوئيتهاي کوچکتريهم بود که ميشد ارزونتر از اينها گرفت.فقط براي گرفتن سوئيت عجله نکنيد و چند جا رو ببينيد.البته اين کار در مواقع شلوغ خطر داره.
- ميشه يه جوري برنامه ريزي کرد که تو برنامه دو روزه برنامه کنار دريا رو هم گنجوند و يا اينکه سري به آستانه اشرفيه زد و از بندر کياشهر و پل چوبي معروفش به همراه مرداب و پارک جنگلي بازديد کرد.
- روستاي ماسوله مسير صعود به قله شاه معلمه که با کمي پرس و جو ميشه راه رو پيدا کرد و قله رو يک روزه صعود کرد.
- من مشخصات قلعه رودخان و روستاي ماسوله رو ننوشتم چون به اندازه کافي تو وبلاگهاي ديگه در موردش مطلب هست.
- پيدا کردن مسير ماسوله و قلعه رودخان بسيار ساده است.کافيه خومون رو به شهر فومن برسونيم.از اونجا به بعد تابلو هاي شهر ما رو به طرف مقصد هدايت ميکنه.


